صبح روز چهارشنبه مطلبی انتقادی پیرامون مسابقات کشتی قهرمانی پیشکسوتان جهان در روزنامهی روز ورزش به چاپ رسیده است که لازم است نویسندهی آن و نیز کسانی که در این روزنامه مسئولیت انتخاب و چاپ مطالب را بر عهده دارند، جوابیهی زیر را به دقت بخوانند تا برای چندمین بار متوجه این قضیه شوند که هر مطلبی، صرف انتقادی بودن، صائب نیست و نمیتواند منعکس کنندهی حقایق باشد.
این مطلب با عنوان "آبروی کشتی ایران را بردند" که در واقع نامهای بود که یکی از پیشکسوتان کشتی حاضر در رقابتهای قهرمانی جهان به رسم گله و شکایت به روز ورزش ارسال داشته بود، حاوی نکاتی است که لازم است در ذیل به آنها پاسخ داده شود:
1- این عزیز پیشکسوت در ابتدای نامهی خود عنوان نموده که چون در مسابقات کشوری و در وزن 97 کیلوگرم مقام سوم را کسب نموده، به مسابقات جهانی راه یافته است. مسئله در این جاست که همانطور که الان دیگر همه میدانند، مسابقات جهانی پیشکسوتان، احتیاجی به "راه یافتن!" ندارد و به این خاطر که حکم مسابقات اپن را دارد، هرکسی مجاز به شرکت در آن میباشد. اما از آنجایی که در ایران همواره تعداد کسانی که مایلند در این مسابقات شرکت کنند زیاد بوده است، فدراسیون چاره را این دید که مسابقات قهرمانی کشور را در حکم مسابقات انتخابی برای شرکت در رقابتهای قهرمانی جهان برگزار نماید تا با انتخاب نفرات نخست هر وزن، بهترینها را به مسابقات جهانی اعزام کرده باشد. بنابراین این پیشکسوت عزیز با کسب مقام سوم کشوری طبیعتاً در لیست فدراسیون قرار نداشته و به خواست خود در مسابقات جهانی پیشکسوتان حضور یافته و در نتیجهً از لحاظ سازوکار اداری، فدراسیون تعهدی در قبال ایشان نداشته است. بنابراین تمام ادعاهای ایشان از پایه و اساس نمیتواند محلی از اعراب داشته باشد. با اینحال صرف هموطن بودن ایشان و سایر دوستانی که به خواست خود در مسابقات جهانی پرم شرکت کرده بودند، باعث شد که هرکجا در حیطهی مقدورات مسئولان اعزامی فدراسیون به این مسابقات باشد، از هیچ کمکی فروگذار نشود.
2- ایشان در بند نخست نامهی خود عنوان کردهاند که به دلیل سهلانگاری مسئولین از پرواز مسکو به پرم جا ماندهاند که در این خصوص فکر میکنیم که جوابشان را در پاراگراف قبلی گرفتهاند.
3- ایشان در بند دوم نامهی خود گفتهاند به دلیل نبود یک مترجم قابل، تعدادی زیادی از کشتیگیران از جمله خود ایشان نتوانستهاند به موقع روی تشک حاضر شوند! اولاً باید گفت که فدارسیون برای اینکه مشکلی در روند کارها پیش نیاید مترجمی را به این مسابقات اعزام کرده بود که با نخستین گروه ورزشکاران ایران اعزام شد و تا آخرین روز هم در محل برگزاری این مسابقات حضور داشت. در مورد قابلیت این مترجم نیز باید دید که آیا ایشان صلاحیت اظهار نظر در مورد کار یک مترجم را دارند یا خیر؟! در این خصوص همین بس که تقدیر و تشکر مسئولان ردهی نخست کمیتهی برگزاری مسابقات و نیز بیشتر اعضای تیم کشتی ایران (حتی آنهایی که خارج از لیست فدارسیون در این مسابقات حضور داشتند) از این مترجم، جایی را برای انتقادهای غیر کارشناسانه و نامنصفانه باقی نمیگذارد. اساساً این سئوال پیش میآید که ایشان که به قول خودشان ساعتهای متمادی در سالن حضور داشتند، حواسشان کجا بودهاست که نه اعلانات روی تابلو را دیدهاند و نه شش بار اعلان گویندههای سالن را شنیدهاند (سه بار گویندهی روسی و سه بار نیز گویندهی انگلیسی، نام کشتیگیرانی را که به موقع روی تشک حاضر نمیشدند، صدا میزدند – مسلماً هم نامها را به زبان خودشان نمیخواندند که بعداً کسی بخواهد این را بهانه کند!). در ضمن لازم است که آقایان توجه داشته باشند که در آن هنگامی که ایشان در سالن مسابقات حضور داشتند، مترجم یا در سالن به رتق و فتق امور مهمتری مشغول بوده و یا در خارج از سالن پیگیر کارهای دیگر تیم بوده است (از جمله مسئلهی بلیطهای بازگشت همین منتقدان مدعی!).
4- ایشان که دغدغهی ارائهی فرهنگ اسلامی را دارند و در بنده سوم مطلبشان گله کردهاند که چرا مسئولین ضیافت پایانی را در همان ساعات نخست ترک کردهاند، خود بهتر از هرکسی میدانند که روند آن مراسم به گونهای بود که اتفاقاً اگر حضور اعضای تیم کشتی ایران در آن ادامه مییافت، در آن صورت بود که صلاحیت اخلاقی و دینی مسئولین و گروه ایرانی چه در برابر افکار عمومی و چه در پیشگاه پروردگار متعال خدشه دار میشد. انسان با خواندن این گلهی ایشان به این فکر میافتد که نکند این دوست عزیز خدای نکرده دلشان میخواسته که تا آخر در آن ضیافت حضور داشته باشند؟؟!!
5- در باب انتقاد این عزیز پیشکسوت در بندهای چهارم و پنجم از اتفاقی که در پرواز پرم به مسکو و به دنبال آن در فرودگاه امام رخ داد، اتفاقاً مطلب دیگری پیش از این در سایت قرار گرفته بود. با اینحال اینجا هم محض تکرار، تأکید میکنیم که مسئولیت اتفاق مذکور مستقیماً به آن شخصی بازمیگردد که در هواپیما اقدام به برداشتن پنهانی و بیاجازهی چند قوطی نوشیدنی از روی چرخ میهماندار نمود و بعد هم به دنبال اعتراض شفاهی سرپرست کاروان اعزامی، چون از لحاظ فکری در حالت تعادل قرار نداشت، با وی درگیر شد.
و در نهایت ما هم در تأیید حرکت این دوست پیشکسوت که در صدر مطلبشان نوشتهاند "آبروی کشتی ایران را بردند" میگوییم بله، آبروی کشتی ایران را بردند؛ اما سئوال اینجاست که چه کسی؟ آبروی ایران را آن کسانی بردند که به جای اینکه طبق قانون مصوب فیلا بابت هر شبانه روز اقامت در هتل، مبلغی را به کمیتهی برگزاری مسابقات بپردازند، از انجام این کار طفره میرفتند و بر خلاف قانون فیلا و کشور میزبان، به طور پنهانی در اتاق سایرین که این مبلغ را پرداخته بودند و یا بدتر از آن در راهروهای هتل شب را صبح میکردند. آبروی ایران را آنهایی بردند که با یک کارت، پنج یا شش بار به رستوران میرفتند و در حالی که به عللی از تعادل ذهنی لازم برخوردار نبودند، اگر چیزی را مطابق میل خود نمییافتند، بنای پرخاشگری میگذاشتند. آبروی ایران را آنهایی بردند که به علت رفتارهای به دور شئونات اسلامی، وقتی که تعادل ذهنی نداشتند، در جایی مثل هواپیما (البته برایشان فرقی هم نمیکرد کجا) بعد از اینکه به ایشان اعتراض میشود، دست به نزاع و درگیری میزدند. جالب اینجاست که تقریباً هیچکدام از این آبرو برها جزء نفرات اعزامی فدارسیون نبودند!
پس بهتر است این دوست عزیز پیشکسوت، این بار که خواستند دست به نامهنگاریهای اینچنینی بزنند، نگاهی به عملکرد خود بیاندازند، تا مبادا بر ملا شدن برخی حقایق، سبب شود که اوقات ایشان و دوستانشان از آنچه که هست تلختر شود!
دوستان عزیز روزنامهنگار هم بهتر است توجه داشتهباشند که چاپ کردن فلّهای مطالب این چنینی از نظر حرفهای به صلاح کار آنها نمیباشد و بهتر است که اگر در عرصهای علیرغم تمام تلاشهایمان نتوانستیم نتیجهی لازم را بگیریم، از فرافکنیهای اینچنینی و بدون و سند و مدرک خودداری کنیم و به اعتماد مخاطب احترام بگذاریم.