ریچارد ینسن 17 سال با حریفی کشتی گرفت که به نظر میرسید بتواند او را شکست دهد تا اینکه سرانجام از حریف شومش امتیاز گرفت و بزرگترین فرار زندگیاش را انجام داد. از دست حریفی فرار کرد که سختترین رقیبش بود، حریفی که تاریکترین روزهای زندگیاش را رقم زد.
اما او حال ساعتها در روز را با ورزشکارانی سپری میکند که نصف او سن دارند؛ دانشجوی سال دوم دانشگاه « کلاکاماس» که زندگی فعلی او قابل مقایسه با مسیری که در آن قرار داشت نیست.
ینسن در گذشته به ماده مخدره « متامفتامین » اعتیاد داشت اما سرانجام ورزش کشتی دوباره او را به ثبات در زندگی پیوند داد.
ینسن در مورد زندگی خود میگوید: « 17 سال در مبارزهای افتادم که سرانجام راه زندگیام را خارج از آن یافتم. کشتی مرا از آن دردسرها دور نگه داشت و تعادل را به زندگیام آورد، شش سال در زندان بودم و محکومیتم بیشتر شد. اعتیادم نیز بیشتر شده بود اما میخواستم از این گرداب خارج شوم؛ واقعا میخواستم خارج شوم. یکبار که از زندان آزاد شدم شش ماه تلاش کردم تا پاک شوم اما تلاشم کافی نبود چون نمیدانستم چگونه باید این کار را بکنم.» ینسن بار دیگر در سال 2003 دستگیر شد و به زندان افتاد. این درحالی بود که مادرش به سرطان دچار شده بود.
وی ادامه میدهد: « آنقدر از زندگی دور شده بودم که نمیدانستم او بیمار است و حتی بهتر نمیشود. »
ینسن از زندان هر شب با مادرش تماس میگرفت و به او قول داد که زندگیاش را تغییر دهد و مرد بهتری شود. اما یک ماه از حضور مجدد او در زندان نمیگذشت که مادرش فوت کرد.
ینسن میگوید: « تنها چیزی که او از من خواست این بود که پاک باشم. »
او یک روز پس از روز شکر گزاری در سال 2004 از زندان آزاد شد.
« لباسهایم را در کوله پشتی قرار دادم و از زندان بیرون آمدم. از مرگ میترسیدم، از سرنوشتی که پیش رویم بود ترس داشتم اما میدانستم که دیگر نمیخواهم مواد مخدر و الکل مصرف کنم. در پناهگاه بیخانمانها که بودم هر کسی مواد و الکل مصرف میکرد اما به خودم گفتم که دیگر نمیخواهم این کار را انجام دهم. »
ینسن یک ماه را در پناهگاه بیخانمانها سپری کرد و سپس نزد فردی به نام دیوید فیتزگرالد برای ترک اعتیاد در مزکز ترک اعتیاد در پورتلند رفت.
دیوید میگوید: « او به کمک زیادی احتیاج نداشت او تنها محتاج راهنمایی بود. او به عادتش برای مصرف مواد و زندان پایان داده بود. »
زمانی که ینسن در زندان بود، زندگی پس از آزاد شدنش را ترسیم میکرد. او می خواست به دانشکده برود که اینچنین هم شد و دو سال دوره گذراند. او سپس نزد مدیر ورزش دانشکده کلا کاماس رفت تا بپرسد آیا فردی در سن او میتواند عضو تیم کشتی شود.
ینسن در مورد شروع کشتی میگوید « مدیر ورزشی دانشکده واقعا با من صادق بود. او گفت که این موضوع کمی عجیب است اما به من شانس حضور در تیم داده شد. »
در اولین حضور ینسن در تمرین کشتی همه فکر میکردند که او کمک مربی جدید است و وقتی فهمیدند که کشتیگیر است متعجب شدند. اما ینسن در رسیدن به خواستهاش جدی بود و در شروع مسابقات کشتی پیروزیهایی بدست آورد.
وی ادامه میدهد: « واقعا برای رسیدن به آن چیزی که میخواستم، به پیروزی در مسابقه احتیاج نداشتم. »
بزرگترین رویداد برای ینسن زمانی بود که در اوایل فوریه امسال به مسابقات دانشگاههای آمریکا راه یافت.
رادن مربی ینسن نیز معتقد است: « صادقانه باید بگویم که آن چیزی که از ینسن دیدم بیشتر از حد تصوراتم بود. »
ینسن در آخر میگوید: « این یکی از نقاط روشن زندگی من بود. سرانجام پس از چهار سال تلاش به نتیجه رسیدم و به مسابقات کشوری راه یافتم.
این چیزی است که به من انگیزه میدهد تا زندگیام را وارد مرحله دیگری کنم که این هر چیزی را ممکن میسازد. »
ینسن که در دانشکده مدرک تکنسینی خود را گرفته، یک تعمیرگاه خودرو باز کرده است.
گزارش از اندی همیلتون