- بر اساس نتایج بدست آمده، این تجربهی موفقیتآمیزی بود. چرا که در اولین حضورتان به عنوان سرمربی تیم ملی در مسابقات المپیک، همهی کشتیگیران اتحاد شوروی توانستند تمام رکوردها و شاخصهای قبلی را پشتسر بگذارند.
- ما در المپیک 1976 مونترال، 5 مدال طلا و 3 مدال نقره گرفتیم. اما اگر در آن مسابقات از طرف فیلا علیه ما جبههگیری نمیشد، نتایج از این هم میتوانست بهتر و درخشانتر باشد. مسئله در اینجاست: در مسابقات کشتی فرنگی که پیش از مسابقات آزاد برگزار شد، کشتیگیران شوروی 7 طلا از 10 طلا را از آن خود نمودند. مسئولان فیلا که این مسئله به مذاقشان خوش نیامده بود، هیئت داوران را فراخواندند و صراحتاً اعلام کردند که نباید وضع طوری باشد که همهی مدالها را نمایندگان یک کشور به دست بیاورند. بعد از آن بود که داوران آشکارا ما را تحت فشار قرار دادند. و در نتیجه برای نمونه موقعیت کسب مدال را از روسلان عاشورعلیاف گرفتند. او ابتدا از منصور برزگر برد، اما در روز بعد معلوم شد که مثلاً روز قبل دو امتیاز کمتر به حریف او یعنی برزگر دادهاند و در نتیجه پیروزی را از روسلان گرفتند و او را بازنده اعلام نمودند. منطق چنین برخوردی از سوی رؤسای فیلا کاملاً قابل توضیح است. آنها میخواهند که علاقهی مردم جهان را به کشتی حفظ کنند و طبیعی است که اگر قرار باشد همهی مدالها را روسها کسب کنند، آنگاه دیگر خبری از این علاقه نخواهد بود.
- سابق بر این مرتب شنیده میشد که مدیران حزب تعیین میکردند که چه کسی باید در ترکیب تیم ملی باشد و چه کسی نباشد. آیا شما هم تحت چنین فشارهایی قرار داشتید؟
- من خودم اصلاً چنین چیزی را تجربه نکردهام. اما در کل چنین مسئلهای وجود داشته و اجازهی خروج برخی از ورزشکاران از آنها گرفته میشد. هر پیگیری و سئوالی هم مبنی بر اینکه چرا فلان ورزشکار را نگذاشتهاند همراه تیم به خارج برود، به یک جواب کوتاه و ثابت منتهی میشد: "تصمیمی است که گرفته شده". مثلاً برای یوری گوسوف کشتیگیر بااستعداد اوستیایی هم چنین مسئلهای پیش آمد و جلوی اعزام او را به مسابقات قهرمانی جهان گرفتند. او چون پیش از آن در مسافرتی خارجی اقدام به فروش یک دوربین عکاسی کرده بود، مورد غضب قرار گرفت. قبلاً اگر میفهمیدند که کسی چنین کاری کرده است، حتماً او را تنبیه و جریمه میکردند. یوری در اواخر دوران قهرمانیاش هم هنوز به مسابقات قهرمانی جهان اعزام میشد. هر چه قدر هم که در گذشته بدشانسی آورده بود، برعکس در اواخر کارش، بخت با او یار بود. او در آن مسابقات متحمل یک باخت شد، اما به خاطر مساعد بودن قرعه و جدول، توانست به مقام قهرمانی برسد.
- در عرصهی مربیگری چه کسی را استاد خود میدانید؟
- نمیتوانم تنها از یک نفر نام ببرم؛ من این شانس را داشتهام که نزد بسیاری از مربیان برجسته تمرین کنم که هرکدام از آنها تا حدی در شکلگیری من به عنوان یک مربی نقش داشتهاند. هنگامی که در ابتدای دههی 60 به تیم ملی دعوت شدم، نامدارانی چون سرگی پرهآبراژنسکی، الکساندر دیاکین، آرام یالتیریان و پاول گریگورییف در آنجا مشغول کار بودند. آنها مربیانی بودند که آرا و نظراتشان با هم تفاوت داشت و مرتب با هم بحث میکردند؛ اما به قول معروف حاصل تمام این مباحثات چیزی نبود به جز حقیقت. در زمان این مربیان بود که تمام کشتیگیران شوروی توانستند هژمونی و سلطهی ترکها و ایرانیها را نقض کنند و یکبار و برای همیشه موضع مقتدرانهی خود در عرصهی جهانی را استحکام ببخشند. آنها شیوهای علمی را برای آمادهسازی کشتیگیران ابداع و ایجاد کردند که حتی در حال حاضر هم بهترین شیوه در سطح دنیا است و ماآن را به کار میبندیم. به همین خاطر هنگامی که من هدایت تیم را بر عهده گرفتم، دیگر مجبور نبودم که شیوه و متدی جدید را ابداع کنم چرا که تجربهی گرانبهای اسلاف خود و متدها و توصیههای ایشان را در اختیار داشتم و فقط کافی بود که شیوهای خلاقانه پیشه کنم و به کار بپردازم.
- بعد از المپیک 1996 آتلانتا، برنامهی مسابقات کشتی المپیک مختصرتر شد. به نظر میرسد که کمیتهی بینالمللی المپیک به همین مقدار محدود شدن برنامهی مسابقات کشتی در المپیک بسنده نکند. آیا به عقیدهی شما این احتمال وجود دارد که کشتی آزاد را، که اگر بخواهیم بیطرف باشیم باید گفت که دیگر مانند گذشته آنطور در جهان محبوب نیست، به طور کلی از برنامهی رقابتهای المپیک کنار بگذارند؟
- فکر نکنم که چنین چیزی اتفاق بیافتد. همین الان هم خطر حذف برخی از اوزان وجود دارد. در کمیتهی بینالمللی المپیک عقیده بر این است که به ورزشی مانند کشتی که جنبهی سرگرمکنندگی آن به حداقل رسیده است، تعداد مدالهای المپیک زیادی اختصاص یافته است. موضعگیریهای این چنینی بر علیه کشتی در زمان ریاست خوآن آنتونیو سامارانش رئیس قبلی کمیتهی بینالمللی المپیک بود که آغاز شد. او یک بار در هنگام برگزاری مسابقات کشتی در رقابتهای المپیک سئول، در سالن مسابقات حضور یافت. برای او توضیح دادند که دو نوع ضربهی فنی وجود دارد: یکی ضربهی فنی امتیازی و دیگری ضربهی فنی که از طریق اجرای تکنیک و رساندن شانههای حریف به خاک حاصل میشود. او به مدت 2 ساعت تمام، نظارهگر کشتیها بود. در طی این مدت هیچ کدام از کشتیها با ضربهی فنی تمام نشد و برنده را یا اختلاف امتیاز مشخص میکرد و یا تصمیم داور. سامارانش هم که فقط تعریف ضربهی فنی را میدانست، نفهمیده بود که چرا داور دست یکی از دو کشتیگیر را به عنوان برنده بالا میبرد. میگویند بعد از همین حضورش در سالن مسابقات بود که وی تصمیم گرفت که تعداد اوزان را کاهش دهد. رؤسای فیلا هم همواره کوشیدهاند تا از منافع خویش دفاع کنند، اما آنها خودشان هم تقصیرکار هستند که اکنون مجبورند برای حفظ و بقا تلاش کنند. ایشان به جای اینکه یک بار و برای همیشه تکلیف خودشان را با قوانین روشن کنند و آنها را قابل فهم و قابلاجرا سازند، همهاش به دنبال این هستند که قانون جدید وضع کنند، قوانینی که تنها سبب پیچیدگی و آشفتگی اوضاع میشود و تماشاگران را عصبانی میکند. من در مدت عمر کشتی خودم شش بار شاهد تغییر مدت زمان مسابقه بودهام. در ابتدا زمان کشتی 15 دقیقه بود، و بعد این زمان به 12، 10، 9، 5 و نهایتاً 6 دقیقه کاهش یافت. در کل تاریخ ورزش فوتبال که بیش از یک قرن قدمت دارد، تنها 2 و یا 3 بند از قوانین این ورزش دستخوش تغییر شدهاند. فیلا با هر تغییر جدیدی که در قوانیناش ایجاد میکند، به نحوی بر ضرورت جذابتر کردن مسابقات کشتی صحه میگذارد. کار خوبی است، اما مسئله اینجاست که باید در مورد اجرای تصمیماتی که میگیریم ثابتقدم باشیم. بگذارید یک مثال بزنم: یک فن پرتابی سه امتیازی مانند سالتو و یا کولانداز را در نظر بگیرید. کسی که بخواهد این فن را اجرا کند باید از لحاظ تکنیکی آمادگی خوبی را داشته باشد. علاوه بر آن اجرای چنین فنونی در حالت سرپا با ریسک بالایی همراه است. طبیعتاً برای کشتیگیر بهتر و عاقلانهتر است که این سهامتیاز را با سه بار زیرگیری به دست بیاورد. خوب با این وصف کشتی غنای خود را از دست میدهد و تا حد یک نمایش تکراری و ملالانگیز تنزل مییابد. برای اجتناب از وقوع چنین امری باید امتیاز فنون مذکور را به 5 افزایش داد، چرا که فنون این چنینی هستند که مسابقات کشتی را زیبا و پرتحرک میکند. فیلا برای اینکه پاسخ مناسبی به سلیقههای موجود دهد، به کرّات قوانین را تغییر داده است. مثلاً زمانی کشتیگیری بارانداز را به طور متوالی به اجرا میگذاشت و برای هرکدام امتیاز جداگانهای میگرفت، و زمانی هم بود که اگر یک کشتیگیر چند بارانداز را پشتسرهم اجرا میکرد، داوران تمام آنها را به مثابه یک فن واحد ارزیابی میکردند و این درست مثل آن است که به یک فوتبالیست بگویند که حق ندارد با یک پا دوبار پشتسرهم به توپ ضربه بزند! سخت بتوان وضع چنین محدودیتهایی را، وضع محدودیت علیه روسها تلقی نکرد، چرا که دقیقاً این کشتیگیران ما بودند که بیشتر و بهتر از دیگران باراندازهای متوالی را اجرا میکردند.

کتابی دربارهی علی علییف
- چندی پیش کتابی درمورد علی علییف به قلم شما منتشر شد که به فروش بالایی نیز دست یافت. انگیزهی شما برای نوشتن این کتاب چه بود؟
- اکثراً از علی علییف به عنوان کشتیگیری استثنایی و یک شخصیت فوقالعاده صحبت میکنند؛ اما کمتر کسی میداند که علت این استثنایی و فوقالعاده بودن او در چه بوده است. جوان امروز هم تنها چیزی که از او میداند این است که علی علییف 5 بار قهرمان جهان شده است. در زمان زندگی علییف، در مورد او مطالب بسیاری نوشته میشد، اما تمام این نوشتهها محدود میشد به شرح و سرگذشتهایی مختصر و مقالاتی چند که با مطالبی که به اقتضای آن روزها بعضاً مضحک نیز بود، همراه شده بود. اما این مطالب، ارائه کنندهی پاسخ سئوالات ما نیستند. این هم ولایتی فوقالعادهی ما (اشاره به داغستانی بودن علی علییف) استحقاق بیشتر از اینها را دارد، چرا که باید شیوهی صحیح زیستن و رسیدن به هدف تعیین شده را از الگویی چون او آموخت. به همین خاطر من تصمیم گرفتم که این جای خالی را پر کنم، چرا که این کار را حق و وظیفهی اخلاقی خود میدانستم، چون سالهای زیادی را در کنار علی سپری کردم و از نزدیک شاهد و ناظر عملکرد درخشان او بودم. کتاب "علی ما" ادعا ندارد که تصویری تمام و کمال را از این قهرمان ارائه کرده است، چرا که این کتاب، یک داستان سرگذشت و یا یک زندگینامه نیست، بلکه حاوی نکات و اشاراتی چند است در مورد دوست و رفیقام علی علییف. انتشار این کتاب کوششی بوده است برای نشان دادن اینکه او روی تشک چه کسی بود و خارج از آن چه کسی؛ راز استثنایی بودن او چه بود؛ وقتی که مربی بود چه طور دیدگاههایی را بیشتر میپسندید و در پزشکی و در منصب ریاست ورزش این جمهوری به چه مدارجی توانست دست یابد.
- و سئوال آخر: راز اینکه در شصت و چندسالگی این چنین جوان به نظر میرسید چیست؟
- کار من تؤام با حرکت است و همین مسأله به من کمک میکند تا خودم را روی فرم نگه دارم. سیگار نمیکشم و در سرگرمیهای دیگر هم کاملاً حد و اندازه را رعایت میکنم و از پرخوری هم میپرهیزم. سعی میکنم از لحاظ روحی در وضع مناسبی قرار داشته باشم. برای مردم بد نمیخواهم و به هیچ کس هم حسادت نمیکنم.
سپتامبر 2000
مصاحبه از مراد کانایف