اخبار
شماره : 9101
۱۰:۴۷ ۱۳۸۸/۱۰/۱۳
در آستانه 17 دی ماه:

مرحوم محمد علی خجسته پور: جوانمردی سرلوحه زندگی او بود

تختی میان مردم محبوبیت خاصی داشت

 مرحوم محمد علی خجسته‌پور در مورد جهان پهلوان تختی گفته است: تختی در تمام امور زندگی‌اش جوانمردی سرلوحه کارش بود و هیچگاه این اخلاق را فراموش نکرد.

مرحوم محمد علی خجسته پور دارنده‌ی مدال نقره‌ی المپیک 1956 ملبورن درباره خاطراتش از غلامرضا تختی گفته است: من نه تنها در تیم، بلکه در اداره‌ی تربیت بدنی راه آهن و باشگاه فولاد نیز با وی همدوره و همکار بودم و رفاقت نزدیکی با یکدیگر داشتیم. وی در اردوهای تیم ملی نیز همیشه احترام خاصی به مربیان و قهرمانان کشتی قائل بود.

خجسته پور در ادامه با اشاره به زلزله بوئین زهرا خاطر نشان ساخت: در آن زمان به خوبی یادم است پس از وقوع زلزله، مرحوم تختی به همراه " مهدی دری" سردبیر سابق کیهان ورزشی، نصف شب به  منزل ما آمدند و گفتند، فردا 8 صبح در جاده شمیران قصد داریم جهت کمک به زلزله زدگان، پول جمع کنیم. فردای آن روز به همراه سروری، یعقوبی و گیوه چی در آن مکان حضور پیدا کردیم و یک سینی  در دست گرفتیم، مردم نیز اسکناس ها ی یک تومانی، 10 تومانی و ... کمک کردند. اما درحالیکه به طرف سه راه استانبول رفتیم، ساواکی ها ریختند واجازه این کار را ندادند. سپس مرحوم تختی تمام مبالغ جمع شده را به مردم زلزله زده بویین زهرا اهدا کرد که این مساله کار بزرگی در آن زمان بود.

وی همچنین خاطرنشان کرد: وقتی از ملبورن آمدیم، به همراه امامعلی حبیبی، یعقوبی و مرحوم تختی که موفق به کسب مدال المپیک ملبورن شده بودیم، مورد استقبال قرار گرفتیم که مرحوم تختی با صمیمت خاصی مورد توجه مردم قرار گرفت.

وی در مورد یکی از خاطرات جوانمردی های تختی می گوید: مدیر کل راه آهن (چون تختی کارمند راه آهن بود) بخاطر نتایج درخشان او، مراسم باشکوهی ترتیب داده بود. وقتی مراسم تمام شد، پاکتی را به جهان پهلوان تقدیم کرد. بیرون آمدیم از من پرسید: یخچال صغیرها کجاست؟ گفتم نزدیکی خیابان شهباز، گفت: برویم آنجا، بعد از رسیدن به محل مورد نظر، یکی از بچه ها، ما را به یک یخچال مخروبه هدایت کرد، درون یک گودال، اتاقی کاه گلی بود که زنی کنار آن لباس می شست. تختی نام شخصی را از آن زن پرسید و آن زن به اتاق اشاره کرد، وارد شدیم. داخل اتاق یک پلاس پهن بود و گوشه آن یکدست رختخواب فرسوده بود که جوان افلیجی در رختخواب خوابیده بود. تختی که ظاهراً او را قبلاً دیده بود و می شناخت، احوالش را پرسید، جوان گفت: وضع همین است که می بینید. با دیدن جوان افلیج و آن زن فوراً آنها را شناختم. چند وقت پیش روزنامه ها جار و جنجال به راه انداخته بودند که یک دختر پرورشگاهی و بی سرپرست، می خواهد با یک جوان افلیج ازدواج کند. دستگاه حاکم که با به راه انداختن تبلیغات وسیع سعی می کرد، خود را انسان دوست نشان دهد، برای آنها مراسم عروسی پر خرجی بر پا کرده بودند و بعد از اینکه به اندازه کافی برای خودشان تبلیغ کردند، دیگر سراغ این زوج نرفتند. تختی پس از دلجویی از آن جوان، پاکتی را که مدیر کل راه آهن به او داده بود، بی آنکه حتی در آن را باز کرده باشد، به آن جوان افلیج داد و مدتی بعد هم برای آن جوان دکه ای بر پا کرد تا محل درآمدی برای او و همسرش باشد.

 

 

 

مرحوم محمد علی خجسته پور دارنده مدال نقره رقابتهای المپیک 1956 ملبورن و از همدوره های جهان پهلوان تختی بود که فروردین ماه سال 86 به دیار باقی شتافت.

 

©2011 . All Rights Reserved