بووایسار سایتییف:
بعد از المپیک هر چه زمان بیشتر میگذرد، دلم بیشتر برای کشتی تنگ میشود!
تجربهی ارزشمند و دانش زیادی دارم که مایل به نشر و اشاعه آن هستم
بووایسار سایتییف قهرمان نامدار کشتی جهان و المپیک، در ماه می سال گذشتهی میلادی در حالی خبر تولد دنی سومین فرزندش را دریافت کرد که خود در تمرینات تیم ملی روسیه به سر میبرد. البته سایتییف تلخی احتمالی این ماجرا را 3 ماه بعد با شیرینی سومین طلای المپیکاش که در پکن کسب کرد به فراموشی سپرد. اگر به خاطر داشته باشید، در هفتههای گذشته خبری مبنی بر خداحافظی این اسطورهی کشتی از ورزش قهرمانی روی سایت قرار گرفت. بووایسار در مصاحبهی با Sport-week از اهم رویدادهای پس از المپیک و نیز از برنامههای آیندهاش برای خوانندگان این سایت سخن گفته است. در ادامه توجه شما را به مشروح این مصاحبه که در سه قسمت توسط روابط عمومی فدراسیون کشتی ترجمه شده است، جلب مینماییم:
سئوال: بووایسار حمیداویچ، الان بیشتر از 8 ماه است که از قهرمانی تاریخیات در المپیک پکن میگذرد. این مدت که از کشتی دور بودی برایت سخت نگذشت؟
پاسخ: نظر خاصی در این مورد ندارم، شاید به این خاطر که قرار نیست دیگر روی تشک بروم. بعد از المپیک، کارها آنطور پیش نرفت که معمولاً بعد از مسابقات بزرگ انتظار میرود. من در این مدت، نه وقتام را به تجزیه و تحلیل اوضاع گذراندهام و نه بدنم از فرم خارج شده است. بعد از بازگشت از پکن، مدت زمان زیادی را به شرکت در مراسم و برنامههای تقدیر گوناگون گذراندم و پس ازآن بود که زندگیام روال عادیاش را از سر گرفت. حقیقت این است که اتفاقاً این روال را خیلی هم دوست دارم. راستش دلم خیلی برای این نوع زندگی تنگ شده بود؛ زندگیای که در آن خبری از فشار و تنش نیست. سالهای زیادی را دور از خانواده گذراندم و اوقات کمی را توانستم به بودن با خویشان و نزدیکانام اختصاص دهم. در حال حاضر تلاش میکنم تا این حفره و فضای خالی به وجود آمده را پر کنم. المپیک پکن سریع آمد و رفت و جای خود را به چهارسالهی المپیک لندن داد. الان نه دارم خودم را برای مسابقهای آماده میکنم و نه اخبار و نتایج را دنبال میکنم؛ گرچه همیشه توسط اطرافیان در جریان اهم و کلیت مسائل قرار میگیرم.
سئوال: وقتی که به عنوان میهمان افتخاری در رقابتهای مختلف حضور پیدا میکنی، آیا در درونات هیچ احساسی بیدار و برانگیخته نمیشود و هیجانزده نمیشوی؟
پاسخ: قطعاً چرا. شاید به این خاطر باشد که هنوز زمان زیادی [از کنارهگیریام] سپری نشده است: هشت ماه در قیاس با یک عمر فعالیت اصلاً زمان زیادی به حساب نمیآید!
سئوال: الان اوضاع زندگیات چطور است؟
پاسخ: فعلاً زندگیام خلاصه شده در خانه، خانواده و دوستان. البته سعی دارم که در عین حال برای کشتی هم مفید واقع شوم که خوب، این به تعریف و تفسیری که من از کشتی و مفهوم مفید بودن دارم بستگی دارد. خلاصه اینکه اوضاعام به کلی عوض شده، اما تجربهی ارزشمند و دانش زیادی دارم که مایل به نشر و اشاعهی آن هستم. امسال قرار است که دو دوره مسابقهی مختلف تحت عنوان جایزهی سایتییف برگزار شود: یکی از آنها پنجمین دوره از رقابتهایی است که هر ساله در کراسنویارسک برگزار میشود و دیگری مسابقهای است که میزبان آن کشور بلژیک خواهد بود (لازم به ذکر است که این مسابقات بدون حضور سایتییف برگزار شد!). راستی فکر کنم که این هفته سایت اینترنتیام هم راهاندازی شود. در ضمن یک سالن هم در خاساویورت داغستان در دست احداث دارم...
سئوال: برایمان از مدرسهی کشتی سایتییف بگو:
پاسخ: الان 10 سال است که مدرسهی کشتی من در خاساویورت و زیر نظر شهرداری این شهر مشغول به فعالیت است. در عین حال سالن دیگری را هم در دست ساخت دارم. البته خیلی برایم مهم نیست که تابلوی سردر آن نام چه کسی را بر خود داشته باشد. مسئلهی مهم این است که چه کسی و چگونه در آنجا کشتی را به هنرجویان تعلیم دهد. ایجاد تحول و تغییر وضعیت در ورزشکاران هیچگاه ساده نبوده است. شاید کسانی با این تفکر که دانش زیادی دارند، شروع کنند این مسئله را با صدای بلند به همه اعلام کنند. و به عکس، کسی هم ممکن است آنقدر زود رنج [و محافظهکار] باشد که در نتیجه خود را از همه پنهان کند و بگوید: نه چیزی دیدهام و نه چیزی شنیدهام؛ هیچ چیز هم به هیچ کس نخواهم گفت. من اما در این میان حد وسط را بر میگزینم که همیشه بهترین است. ما یک مربی داریم به نام سلیم نوتسعلیخاناف که دقیقاً همین خصوصیت اخیر یعنی میانهروی ویژگی بارز اوست. این مربی همان کسی است که من شش ماههی قبل از المپیک را نزد او تمرین میکردم. او طی این مدت چیزهای زیادی به من آموخت. راهکارها و شیوههای وی در آموزش و تمرین کشتی مورد قبول من نیز هست. در حال حاضر ما هردو یک فکر را در سر داریم: باید جایی باشد که بتوانیم در آن کشتیگیرهای عالی و فوق عالی پروش دهیم: یعنی ا�Zب�Zرکشتیگیر. خیلی جالب است: تربیت بچههایی که در آینده بتوانند نه تنها در سطح مناطق و جمهوریهای خود، که در مسابقات جهانی و المپیک نیز شایستگیهایشان را به نمایش بگذارند.
سئوال: نکند منظورت این است که میخواهی مربی شوی؟
پاسخ: نه، منظورم مربیگری نبود، بلکه تمام حرف من در مورد بهبود و پیشرفت روشمندی و متدگرایی، کار نظاممند و حتی تا اندازهای هم فلسفهی کشتی است. این امر نیز با بهرهگرفتن از تمام امکاناتی که از آن نام بردم یعنی برگزاری مسابقات مختلف، مدارس کشتی و امکانات ارتباطی از قبیل سایتهای اینترنتی حاصل میشود. همچنین در نظر دارم که شعبههایی را از مدرسهی خودم در سراسر کشور تأسیس کرده و برای کودکان، کلاس تخصصی و برای مربیها، کلینیک کشتی و دورههای روششناختی برگزار نمایم. حقیقت این است که زنگ تلفن خانهی من لحظهای قطع نمیشود و افراد زیادی برای پرسیدن سئوال و درخواست کمک و حمایت از نواحی مختلف کشور مانند کراسنویارسک، بوریاتیا، یاکوتیا، سیبری، خاور دور (منتهیالیه شرق روسیه)، چچن و داغستان مرتبا با من تماس میگیرند. البته خودم هم کاملاً متوجه ضرورت تهیهی برنامهای جامع برای توسعه و پیشرفت کشتی آزاد هستم که این نیز محقق نمیشود مگر با آموزش، حمایت و فراهم کردن تمامی شرایط و مقدمات آن هم به صورت برنامهریزیشده و عملگرایانه. البته در حال حاضر امکانات شخص بنده و دوستانم از لحاظ مالی، اجرایی و منابع انسانی برای عملیکردن این طرح کفایت میکند. اما احتمال دارد که در آینده به کمکهای فدراسیون کشتی و وزارت ورزش کشور احتیاج پیدا کنیم.
©2011 . All Rights Reserved