با کسب مدال طلای اصلانبک خوشتوف در وزن 96 کیلوگرم کشتی فرنگی، شمار مدالهای طلای کاروان ورزش روسیه در رقابتهای المپیک پکن تا روز 14 اگوست به عدد 3 رسید. خوشتوف پس از اتمام مراسم اهدای جوایز در مصاحبهای با خبرنگار اختصاصی آژانس خبری ورزش روسیه اعلام کرد که دختر دهماههاش سلیمه، سهم تعیینکنندهای در این پیروزی داشته است.
به گزارش روابط عمومی فدراسیون کشتی؛ ترجمه و تنظیم متن مصاحبه شده، در ذیل به حضور خوانندگان تقدیم میگردد:
سئوال: اصلانبک، کدام یک از مبارزههایت در این مسابقات، دشوارتر از بقیه بود؟
پاسخ: مسابقهی فینال در مقابل میرکو انگلیش از آلمان. در آن مسابقه کمی نگران بودم. احتمالاً متوجه لرزش خفیف بدنم در ثاینههای نخستین مسابقه شده باشید. در آن لحظات حتی [از شدت فشار] نزدیک بود از حال بروم.
سئوال: لحظهای این طور به نظر رسید که سر خوردید و تعادل خودتان را از دست دادید...
پاسخ: نه نه؛ علت این مسئله دقیقاً این بود که داشتم از حال میرفتم. خوب ببینید، بازیهای المپیک بود و دیدار فینال؛ و هر امتیازی میتوانست در حکم مدال طلا باشد. این مسئله تا حدی من را تحت فشار قرار داده بود.
سئوال: چطور توانستید از زیر این فشار بیرون بیایید؟ و در کل روحیهیتان در فینال چگونه بود؟
پاسخ:پیش از مسابقهی پایانی دربارهی آن فکر کرده بودم. من در فینال مسابقات قهرمانی اروپای امسال هم رودرروی این آلمانی قرار گرفته بودم و او را برده بودم و توانسته بودم شناخت خوبی از او به دست بیاورم. به همین خاطر یک هدف مشخص را در برابر خودم قرار داده بودم: در سرپا امتیاز نده و در خاک فنونت را به اجرا بگذار. این شد که از این بابت مطمئن بودم. میدانید؟ ده ماه قبل، دخترم سلیمه به دنیا آمد و من از لحظهی تولد او تا به امروز در هیچ فینالی بازنده نبودهام. این مدال طلا را به دختر کوچکم تقدیم میکنم.
سئوال: مربیتان قبل از فینال به شما چه میگفت؟
پاسخ: در حال حاضر تحت نظر آنزور کارداناف و میخاییل الکساندروویچ گامزین کار میکنم. اینها همانهایی بودند که بلافاصله بعد از پیروزیام در دیدار فینال به سمتشان رفتم. مسئولیت مسائل مربوط به روانشناسی به عهدهی آنزور کارداناف است. میدانید؟ او همیشه به من میگوید که : "فرض کن که دارند نان را به زور از دست دختر کوچکات در میآورند. آیا تو اجازهی چنین کار را میدهی؟" خوب معلوم است که اجازه نمیدهم!
سئوال: شما 28 سال سن دارید و امسال برای اولین بار بود که مقتدرانه شروع به کسب عنوان در میادین بینالمللی نمودید و قهرمان اروپا و قهرمان المپیک شدید. قبل از این چه چیزی مانع رسیدن شما به چنین عناوینی بود؟
پاسخ: خوب حتماً مسائل روانشناسی. دخترم هنوز به دنیا نیامده بود (با خنده)! بعد سلیمه به دنیا آمد و من شروع کردم به تفکر دربارهی خانوادهام و مسائل معیشتی. خوب البته همان موقع همهچیز درست نشد. اما با این وجود من دست از کار نکشیدم و سختیها را تحمل کردم. و بعد آرام ولی مطمئن رو به جلو حرکت کردم.
سئوال: ناامید هم نشدید؟
پاسخ: خوب البته بعضی مواقع چرا. با این وجود به کارم ادامه دادم. ایمان داشتم که قهرمان المپیک خواهم شد. و خدا هم به من پاداش داد.
سئوال: در تایم دوم دیدار فینال، سه ثانیه مانده به پایان مسابقه این شما بودید که روی حریف تکنیک اجرا کردید. اما اگر عکس این اتفاق میافتاد و حریفتان امتیاز میگرفت، نتیجه مساوی میشد.
پاسخ: اذعان میکنم که وقتی او دستش را ستون کرده بود و نمیتوانستم او را به پهلو بچرخانم، شک کرده بودم که میتوانم او را بلند کنم یا نه. در وزنی که ما کشتی میگیریم، اصولاًبلند کردن حریف سخت است، به خصوص اگر حریف قوی باشد و محکم چسبیده باشد به تشک، این کار عملاً غیرممکن میشود. اما من تمام توانم را جمع کردم و او را از جایش کندم و سالتو را به اجرا گذاشتم.
سئوال: آیا تمرین خاصی برای اجرای سالتو انجام میدهید؟
پاسخ: بله، البته؛ با وزنه تمرین میکنم. برای اجرای سالتو باید عضلات پشت و پاهای قوی داشت. البته من وزنه روی سرم بلند نمیکنم، بلکه ضمن خم شدن با آن در حالتی شبیه به بارانداز تمرین میکنم. برای انجام اینکار با یک وزنهی 150 کیلویی در هر ست 5 الی 6 حرکت انجام میدهم.
سئوال: در زمینهی ورزش آرزوی دیگری هم دارید؟
پاسخ: به دست آوردن مدال طلای مسابقات قهرمانی جهان.
سئوال: تصمیمی برای شرکت در المپیک بعدی ندارید؟
پاسخ: اگر همه چیز درست پیش برود و خدا هم بخواهد، چرا که نه؟ هم نیرویش را دارم و هم اطمینانم بیشتر شده است. اما اگر بچههای جوانتری پا در این راه بگذارند، میدان را برای آنها خالی خواهم کرد. من آنقدرها هم جاهطلب نیستم.
سئوال: در حال حاضر بزرگترین آرزویتان چیست؟
پاسخ: بروم خانه و دخترم را در آغوش بگیرم.