به گزارش روابط عمومی فدرسایون کشتی؛ مصاحبهی بووایسار سایتیاف با مجلهی اسپرتاکسپرس را در پی میخوانید.
سئوال: سختترین دیداری که در این مسابقات داشتی، مبارزهی فینالات در مقابل سوسلان تیگییف سابقاً روس بود که در حال حاضر دوبندهی ازبکها را به تن دارد. تو در این مسابقه مجبور شدی سه تایم مبارزه کنی و تنها باری هم در این مسابقات یک تایم را واگذار کردی در همین مسابقه بود.
پاسخ: در کل از عملکردم در این مسابقات، راضی هستم. در فینال هم علیرغم اینکه تایم نخست را واگذار کردم، توانستم خودم را جمعو جور کنم و اراده و شخصیت [قهرمانی] ام را به نمایش بگذارم.
سئوال: کدام یک از مسابقات خود را بهتر از بقیه ارزیابی میکنی؟
مسابقهی مرحلهی نیمهنهاییام در برابر ترزییف بلغار شاید بهترین مسابقهام باشد. در این مسابقه من حتی یک بار هم به او فرصت ندادم. رفتم روی تشک و به سرعت هرآنچه را که در حیطهی تواناییهایم بود به نمایش گذاشتم و کتف کشتیگیر بلغار را به تشک رساندم. به این ترتیب نیرویم را برای فینال نگه داشتم.
سئوال: دمیتری گئورگییویچ میندیاشویلی، مربی افسانهای شما، این ترزییف را با آن کشتیگیر بلغار که شما در مسابقات جهانی 2006 گوانگجو به او باخته بودید، اشتباه گرفته بود. شما احیاناً خودتان مرتکب این اشتباه نشدید؟
پاسخ: تعداد باختهای من در طول عمرم آنقدر زیاد نبودهاست که در نتیجه کسانی که به آنها باختهام، به قیافه نشناسم. اصلاً اگر آنها را از پشتسر هم ببینم میشناسمشان؛ البته خوشبختانه چندتایی هم بیشتر نیستند.
سئوال: مسابقهی یکچهارم نهاییتان در برابر ایوان فوندورای کوبایی، از بیرون تشک که بسیار سخت به نظر میرسید؛ آیا روی تشک نیز همین طور به نظر میآمد؟
پاسخ: اتفاقاً یکی از آسانترین مسابقاتی که داشتم با همین کوبایی بود. او کشتیگیر شایستهایاست که عنوان المپیکی هم دارد. اما کشتی من با او بیدردسر برگزار شد. تا قبل از این مسابقه، ما دوبار با هم روبرو شده بودیم و هر دوبار هم من به سادگی برنده از تشک بیرون آمده بودم، اما فینال خیلی سخت بود و من تایم اول آن را واگذار کردم. همانطور که دیدید، من در تمام مبارزاتی که تا فینال داشتم، در دو تایم کار را تمام میکردم. صادقانه باید بگویم که اصلاً توقع چنین مبارزهی سرسختانهای را از تیگییف نداشتم. فکر میکردم راحتتر از اینها برنده شوم. اما نهایتاً این مکتب کشتی قدیم روسیه بود که حرف آخر را زد، مکتبی که در آن به ما یاد میدادند که باید برای هر شرایطی آماده بود. ممکن است که در لحظاتی حریف در نظرت قویتر از تو جلوه کند، و یا حتی ممکن است که در شرایطی انگشتها و یا استخوانهای دندهات هم بشکند. من بعد از پایان تایم اول که باخته بودم، همهی این مطالب را در ذهنم مرور کردم. البته نمیتوانم بگویم که باخت در تایم نخست به من شوک وارد کرد و در نتیجه به خودم آمدم. مسئله تنها در اینجاست که من تایم اول را بسیار بد کشتی گرفتم و نتوانستم از کلینچ خود امتیاز بگیرم و امتیاز را به حریف دادم، متأسفانه کشتی به خاطر قوانین فعلی کیفیت خودش را ازدست داده است و نباید چنین وضعیتی را داشته باشد. کشتی الان فرسایشی شده است. تنها ظرف دو و نیم ساعت، ما چهار تا کشتی گرفتیم. با وجود چنین شرایطی از کدام کیفیت میتوان حرف زد؟ تنها جوانها هستند که بدنشان تاب چنین شرایطی را میآورد. کشتیگیران را در موقعیتی قرار دادهاند که به هیچ روی نمیتوانیم کشتی جذاب خودمان را به نمایش بگذاریم و کشتیگیران خیلی تکنیکی نمیتوانند این فشار را تحمل کنند. کشتی آن زمان خوب بود که سه روز باید برای کسب مدال مبارزه میکردی و در هر کدام از این سه روز تنها دو تا کشتی میگرفتی. در آن زمان این فرصت وجود داشت که برای هر مسابقه و برای تکتک حریفان خودت را با دقت بسیار آماده کنی. به همین دلیل بود که کشتیگیران در کشتیخود بهترین کیفیت را به نمایش میگذاشتند. تکرار میکنم که کشتی در حال حاضر بیکیفیت شده است، هرچند که هنوز هم مانع از به منصهی ظهور رسانیدن قدرت اراده و روح ورزش نیست.
سئوال: این چهارمین المپیک شماست؛ آیا بار قهرمانیهای گذشتهتان بر شانههایتان سنگینی نمیکرد؟
پاسخ: من الان کمی از کشتی سر در میآورم و میتوانم بگویم که علیرغم اینکه در وزن 74 کیلو از همه مسنتر بودم، اما عملاً از تمام حریفانم آمادهتر بودم. البته 4 سال قبل و 12 سال قبل خیلی باطراوتتر از امروز بودم، با اینحال خیلیوقت است که از نظر بدنی وضعیت همین امروزم را هم نداشتهام.
سئوال: برنامههایتان برای آیندهی نزدیک چیست؟
فعلاً که میخواهم به خانه بروم هزارتا کار نکرده دارم. فعلاً میتوانم به آنچه که باید یک هفته و یا یک ماه و بعد انجام بدهم، فکر نکنم. هرکاری را که دلم بخواهد انجام میدهم و با بچههایم به گردش و ماهیگیری و شکار خواهم رفت.
سئوال: پس هنوز یک برنامهی کلی ندارید؟
پاسخ: وقتی که دارید از یک کوه بالا میروید، ناخوشایندترین مسئله اینست که شروع کنند از شما بپرسند کوه بعدی که میخواهید فتح کنید کدام است !؟
سئوال: قهرمانیتان را میخواهید به چه کسی تقدیم کنید؟
پاسخ: به شما و به طرفدارانم.
سئوال: به بچههایتان چطور؟
پاسخ: آنها خودشان قهرمان خواهند شد.
سئوال: در لندن شرکت نخواهید کرد؟
پاسخ: در طول زندگیام این فرصت را داشتهام که در شهرهای مختلف کشورمان زندگی کنم و در این شهرها دوستان زیادی پیدا کردم؛ آنها از خود من هم به خاطر این قهرمانی خوشحالتر هستند. چرا این را میگویم؟ چون تصمیم من برای ماندن در عرصهی ورزش و یا ترک آن، یک تصمیم جمعی خواهد بود. هنوز نمیدانم که چه وقت این تصمیم را خواهم گرفت. در حال حاضر به این مسئله فکر نمیکنم.
سئوال: خیلیها میترسیدند که شما به دنبال پرچم روسیه، کفشهای کشتیتان را هم در در وسط تشک کشتی بگذارید.
پاسخ: نه خوب. ببینید، خیلی سخت است که قهرمان المپیک شده باشی و بعد همان موقع تصمیم بگیری که خداحافظی کنی.