• خاطراتی از کشتی ایران به قلم محمد رضانوایی/

      انتخابی تیم ملی کشتی آزاد برای حضور در المپیک 1960 رم 
      سیف پور و خجسته پور مساوی کردند
      کیانی شش دقیقه با تختی کشتی گرفت

      • ۱۵:۵۵ ۱۳۹۱/۱۱/۱۸

      سایت فدراسیون کشتی قصد دارد هر هفته یکی از خاطرات قدیمی کشتی ایران را که توسط استاد محمد رضا نوایی مربی سابق تیم ملی کشتی آزاد و دارنده مدال برنز جهان به رشته تحریر در آمده است را در اختیار علاقمندان به ورزش اول کشور قرار دهد.

      به گزارش روابط عمومی فدراسیون کشتی، امروز  خاطره ای مربوط به رقابت های انتخابی تیم ملی کشتی آزاد برای حضور در المپیک 1960 رم  به رشته تحریر در آمده است که به شرح زیر می باشد:

      48 سال پیش، مسابقات انتخابی تیم ملی کشتی آزاد ایران برای حضور در رقابت های المپیک 1960 رم برگزار شد و همه ستاره های کشتی ایران بدون هیچ عذر و بهانه ای روی تشک آمدند و کشتی گرفتند. حتی تختی و حبیبی که ستارگان بی بدیل کشتی ایران و جهان بودند، قدمی عقب نگذاشتند. آن مسابقات از اهمیت فوق العاده ای برخوردار بود که گزارش آن را زنده یاد مهدی دری، سردبیر و کشتی نویس وقت مجله کیهان ورزشی با نثر فاخر و شیوا و منحصر به فردش برای خوانندگان به یادگار گذاشته است. این گزارش را در پی ملاحظه کنید تا متوجه شوید، کشتی چه تفاوت هایی کرده است و قهرمانان امروز چه فرقی با قهرمانان دیروز دارند.
      سیف پور و خجسته پور مساوی کردند
      یعقوبی از فرخیان برد خادم از توکل حبیب بهادری را ضربه کرد
      کیانی شش دقیقه با تختی کشتی گرفت
      حبیبی از لنگ بهادری جان سالم به در برد
      هواس سالن مثل تابستان بنادر خلیج فارس شرجی شده و قطرات آب مثل لوله یک آفتابه که برای سرگرم کردن بچه ها به دستشان می دهند تا گل های باغچه عروسک های خود را آبپاشی کنند از صورت و پیکر بیشتر از چهار هزار تماشاگر داخل سالن سرازیر بود. این لوله را وقتی در وسط تشک مشاهده می کردید به صورت «شر، شر» های فواره به چشم می خورد. هیچ کدام از دو طرف قادر نبودند از این «نعمت الهی» در امان بمانند.
      در دقیقه چهارم من پرونده کلیه پیروزی های خجسته پور را در نظرم بسته شده تلقی کردم در عین حال متوجه شدم سیف پور بیشتر از خجسته می جنبد. این به واسطه آن بود که زیر سیف پور خیلی مطمئن و امیدوارکننده تر از خجسته بود. او از بالای دو پای خجسته چنان زیری گرفت که خجسته مجبور شد تشک را ترک گوید و با مساعدت بدن لیز خود با نشیمن خود را کنار کشد. این شش دقیقه برخلاف انتظار عمومی پایان یافت.
      عموم مردم گمان می داشتند که خجسته در شش دقیقه اول مسابقه خواهد توانست یک امتیاز از سیف پور کسب کند. آنها به این نکته عقیده داشتند: خجسته در اوایل شش دقیقه یک بار سیف پور را خاک خواهد کرد اما در دقیقه چهارم پیروان این عقیده خیلی مایل بودند که اقلاً خجسته خاک نشود.
      به همین ترتیب هم شد. شش دقیقه اول مسابقه آنها را می توانیم به ترتیب زیر خلاصه کنیم. پس از اینکه خجسته پور از خاک کردن سیف پور ناامید گردید سیف پور چند مرتبه با کله به او حمله برد و این مجادله باعث شد یک قسمت از سر خجسته ورم کند. از دقیقه 5/4 به بعد هم خجسته از خاک کردن منصرف شد و هم سیف پور از گارد دفاعی. با این ترتیب فقط مساعد نبودن هوای سالن باعث شده بود آنها کاری از پیش نبردند.
      وضع سیف پور بهتر بود
      به طور کلی کلیه خطراتی که ممکن بود برای کشتی دوازده دقیقه ای این دو رخ دهد دو دقیقه ای بود که خجسته در خاک می نشست اما این دو دقیقه بالاخره پایان یافت. سیف پور چهار بار کنده «استانبولی» را بین 15 تا 25 سانت بالا کشید و اگر تجربه خجسته برای یک هزارم ثانیه او را رها می کرد همه مردم با صدای خیلی بلند فریاد می زند آخ.... آخ...
      حتی یک مرتبه موقعی که سیف پور کت خجسته را بغل کرده بود و می خواست کنده اش را بالا کشد خجسته ریسکی کرد و به هوای اینکه اقلا رو کند چرخشی به خود داد مثل آدمی که قصد داشته باشد شاخه درختی را «بغل رومی» کند. سیف پور خیلی با احتیاط بود. این سومین واقعه و آخرین تکان دو 52 کیلو بود... چراغ مساوی بدرقه راهشان شد در حالی که اگر از خجسته پور هم سئوال کنید چون او آدم صادق و راستگوییست خواهد گفت: من در مقابل سیف پور خیلی خوب آنطوری که میل داشتم مبارزه نکردم..
      مردمی که نصف علاقه و ذوق خود را از «هوشیار باش» بلندگو از دست داده بودند از کشتی یعقوبی و فرخیان چندان استقبالی نکردند بلندگو در وهله اول هوشیارباش داده بود که در وزن های چهارم و ششم به علت کسالت صنعتکاران و سروری مسابقه ای انجام نخواهد گرفت. با این حساب کلیه حساب های قبلی از بین رفت و بقیه کشتی ها غیر از وزن سوم که وضع مبهم و در عین حال جالبی داشت پایمال شد یعقوبی و فرخیان در چنین حالتی به چشم مردم خوردند.
      دیش یعقوبی نشان داد که مدتی است از جوانی مخصوص کشتی اش گذشته است. او فقط شش دقیقه کشتی گرفت. مثل مسابقات مقدماتی وزن سوم که بیشتر از این مدت نمایش جالب نمی داد، او در اولین مرحله برخورد با فرخیان با زیر و سرزیر بغل خاکش کرد، فرخیان پس از، از دست دادن یک امتیاز ایستاد، اما از این لحظه تا 80 ثانیه یعقوبی مثل تلفنی که اتصالی داشته باشد و کوتاه و مقطع بنوازد آهنگ می نواخت، آهنگی امیدوارکننده به طوری که همه آنهایی را که خواب رفته بودند نوازش داد. آهنگ او جست و خیز سریع و تحریک کننده او بود اما فرخیان تا پایان شش دقیه اول یعنی تا آن زمانی که نیروی یعقوبی به پایان نرسیده بود هیچ وقت تحریک نشد، چه در غیر این صورت ممکن بود امتیازات بیشتری از دست بدهد.
      در اواسط شش دقیقه اول یک شلاق بر پیکر فرخیان نواخته شد تعدات امتیازات منفی فرخیان به عدد دو رسید. او در این لحظه با زیر دو خم و سر زیر بغل به آسانی خاک شد.
      آدم زرنگیست. کره از آب تصفیه شده هم بیرون می کشد. حیف که می خواهد پا به سن بگذارد وگرنه مبلغ خوبی برای کشتی بود. خیلی یواش حتی از سرعت راه رفتن یک مورچه هم کمتر کت فرخیان را بغل کرد و با کمال حوصله باراندازش کرد تعداد امتیازاتش به سه رسید. این برای بردش کافی به نظر می رسید. تا اینجا همه چیز به خوبی و خوشی گذشت یکی از پشت سرم فریاد کشید: «او به مراتب از آکباش قوی تر است او مدال طلا خواهد گرفت».
      در پایان دوازده دقیقه دو مرتبه صدایش مثل یک بلندگویی که یک «چیزش» را از دست داده باشد گوش اطرافیان را مثل موریانه برد. او اظهار داشت: «اواخر این فیلم رضایت بخش نبوده است» او شش دقیقه خوب مسابقه داد و در این مدت موفق شد از تجربه فراوان خود که مثل درخت انگوری که در اثر زیادی بار خم شده باشد، به او آویزان شده بود استفاده برد. شش دقیقه دوم مسابقه قضیه برعکس شده بود منتها با این تفاوت که فرخیان از بی تجربگی شبیه مرغانی بود که صاحبش برای گرفتار و قربانی کردنش عقب سرش می دود.
      در چند لحظه ای که فرخیان در خاک نشسته بود کلاته یعقوبی بخصوص زمانی که دستش در (اوج بند) می رفت فرخیان کاملاً کلافه شده بود، او چیزی برایش باقی نمانده بود، بخصوص در آن شش دقیقه اول که یعقوبی چون شیری می ماند. این مسابقه برتری (0-3) یعقوبی پایان پذیرفت.
      یک خاک باعث پیروزی خادم شد
      خلاصه کشتی این دو را در دوازده دقیقه ملاحظه فرمایید.
      دقیقه اول: خادم پس از اندکی مکث کردن یک خم توکل را با کمال جسارت به طوری که فکر می کرد اصلاً توکل پا ندارد بغل کرد.
      دقیقه دوم: خیلی بهتر از اولین مرتبه یک خم توکل را در اختیار گرفت به طوری که توکل نه توانست فرار کند و نه موفق شد با حرکات مخصوص به خودش نجات یابد، پس از سرزیر بغل توکل خاک شد، اما به سختی به طوری که هیچ گاه حاضر نمی شد زانوهایش را به تشک بچسباند این خاک باعث پیروزی خادم بر توکل شد.
      در بقیه مدت شش دقیقه اول خادم حمله اما توکل احتیاط می کرد. این محافظه کاریش باعث خاک شدنش شده بود.
      دقیقه 6 تا 8: توکل کاری از پیش نبرد، در دو دقیقه ای که خادم را در اختیار داشت فقط توانست از عرق بدن خود قدری بکاهد.
      دقیقه 8 تا 10: و همینطور خادم، او به همان یک خاک قانع شده بود، هر چند داوران اطراف خاک خادم را به رسمیت نشناخته و آن را در جدول ثبت نکرده بودند اما ژوری آن را منظور داشتند.
      دقیه 10 تا 12: زیر یک خم توسط توکل، او تلاش فراوانی برای برد می کرد. قضیه برعکس شد، یک زیر «یک خم» توسط خادم به توکل جسارت بیشتری نداد. تا پایان 12 دقیقه دو بار دیگر این عمل تکرار شد یکبار توسط خادم و مرتبه دوم توسط توکل.داوران سه چراغ سبز و سه چراغ سفید بدرقه راه خادم کردند، بدین ترتیب او برای اولین بار در وزن سوم برای تیم ملی ایران انتخاب شد. آیا او جانیشین لایق سعیدیان، گیوه چی و زندی است، منتظر می مانیم.
      هنوز هم ببر است
      خوب این دیگر واقعه تعجب آور نیست، هوای سالن کاملا خنک شده بود چون هیچ کسی در اندیشه این که گرم است یا سرد نبود زیرا حبیبی را می دیدند...
      بهادری خیلی مطمئن صورت حبیبی را بوسید، قیافه اش حالتی بیشتر از روحانیت داشت...
      اما خوب اینها همه درست می شود. حبیبی مسابقه را با یک ، ریسک مثل همیشه آغاز کرد، وقتی که یک دست و یک پا در بهادری موثر نیفتارد، زیر گرفت. چه زیر شلوغی به طوری که همه مردم سرپا شدند در حین زیر گرفتن بهادری لنگ را به کار بست و حبیبی را سر به هوا کرد، اگر به حبیبی یک امتیاز داده باشید به طور یقین امتیاز بهادری از صفر بیشتر است چون حسابی حبیبی پا در هوا معلق شده بود، اما این تنها واقعه این کشتی در دقیقه های اولیه نبود چرا که حبیبی سه بار کنده بهادری را بالا کشید و در این 3 نوبت موفق شد با «کنده یک چاک» چند امتیاز کسب کند.
      این کنده آن قدر بالا می آمد که تمشاگران می توانستند کلیه چین و چروک های پایین چانه بهادری را کاملاً تماشا کنند. بهادری در خانه هم یک مرتبه دیگر خود را به آب و آتش زد و به قصد «بغل رومی» چرخی به خود اما حبیبی بلافاصله مثل بهمن بر سرش فرود آمد و او را ضربه کرد. این تنها ضربه دیشب بود.
      اما اگر کسی دلش نخواهد ضربه شود چه می کند؟
      هیچی... شش دقیقه فرار می کند!! شما اگر در روی تشک گربه ای را تعقیب کنید مسلماً نخواهید توانست او را به چنگ آورید. کیانی در مقابل تختی چنین رلی را بازی می کرد به طوری که من برای اولین بار شاهد صحنه عصبانیت تختی در روی تشک شدم، او چنان عصبانی شده بود، به طوری که ناراحت می نمود. کیانی پس از شش دقیقه تشک را به نفع تختی ترک گفت. اگر او مثل بار اول پس از چهار دقیقه مردانه مبارزه کردن مغلوب می شد مردم خوشحال تر سالن را ترک می گفتند.
      بالاخره شورورزی:
      بالاخره شورورزی پیراهن ملی را به تن می کند، این افتخار بزرگی برای اهالی خراسان به شمار می¬رود او مسابقه را از شهاب ایران دوست برد، شهاب در 6 دقیقه اول مسابقه یک اخطار گرفت.ضمن مسابقات کشتی آزاد، دو کشتی در فرنگی انجام گردید که قلیچ خانی و میر مالک مساوی شدند و ذوقیان هم در اواسط مسابقه به علت ضرب خوردگی به نفع حضرتی کنار رفت.