صفحه نخست | درباره ما | تماس باما                                                           
 سه شنبه 8 فروردین 1396 
Skip Navigation Links

                                                                                                                     

    سجل احوال پهلوانان ايران
سجل احوال پهلوانان ايران

پهلوان محمد صادق بلورفروش، مشهور به رستم زنده

تالار افتخارات بازدید:۱۶۴۷۷ ۱۲:۱۰ ۱۳۹۰/۶/۱۲ ادامه



از جمله مرداني كه همواره نام او به بزرگي و نيكي ياد مي‌شود، پهلوان "محمد صادق بلورفروش" است.
اين پهلوان و استاد ورزش باستاني عصر قاجار و پهلوي از آن جهت به بلورفروش شهرت يافته كه پدرش حاج محمد باقر ارس تاجر بلورجات بوده است.
پهلوان "حاج محمد صادق بلورفروش" در سال 1300 قمري در تهران به دنيا آمد و از همان دوران نوجواني و در سن 15 سالگي ورزش را زير نظر سيد علي مسجد حوضي و ميرزا باقر از پيشكسوتان ورزش زورخانه‌اي آغاز كرد، نقل شده، در روزگاري كه پهلوان بلورفروش نوجوان بوده نزد پدر به كار تجارت مشغول مي‌شود و از آنجا كه نوجواني بسيار لاغر و از نظر جسمي ضعيف مي‌نمود، روزي كه با پدر خود سوار شتر بودند با پهلوان آقا سيد علي مسجد حوضي بر مي‌خورد، پس از سلام و احوالپرسي حاج محمد باقر (پدر پهلوان صادق بلورفروش) از ضعف و لاغري پسرش ابراز گله و ناراحتي مي‌كند. پهلوان مسجد حوضي هم مي‌گويد: محمد صادق را به بيمارستان من بفرست - "منظور همان زورخانه مروي است كه مؤسس آن پهلوان آقا سيد علي مسجد حوضي مي‌باشد" - تا خوبش كنم. از همان جا زندگي ورزشي اين پهلوان نام‌دار و خداجو رقم مي‌خورد.
بعضي‌ها معتقدند كه پهلوان محمدصادق بلورفروش از غم دوري پهلوان حسن رزاز از دنيا مي‌رود چرا كه او در سن 59 سالگي و درست قبل از چهلم پهلوان سيد حسن رزاز دعوت حق را لبيك مي‌گويد در يكي از خاطرات پهلوان سيد حسن رزاز نيز نقل شده: حال پهلوان رزاز در شب آخر كمي بهتر شد، طوري كه توانست كمي حرف بزند. رو به خانواده و مهمانان كرد و گفت: چند دقيقه‌اي كه در خواب بودم آقا "شيخ فضل‌الله نوري" را ديدم كه به عيادتم آمده است. شيخ به من گفت: برخيز با هم برويم تا جايت را نشان بدهم. بلند شدم و همراه آقا راهي شديم.
به مكان خيلي وسيع و با صفايي رسيديم. در آن جا آقا شيخ فضل‌الله جاي مرا به من نشان داد، چه جاي با صفايي بود، چقدر با صفا بود...
مرحوم رزاز پس از اين سخنان بلافاصله رو به پهلوان حاج محمد صادق بلورفروش كرده، با خنده و شوخي مي‌گويد: خوشا به سعادتت حاجي! در بهشت هم دست از سرم برنداشته بودي، حجره ات كنار حجره من بود و مقابل پله‌هاي ايوانش هم يك حوض بود خوشا به سعادتت حاجي.
پهلوان صادق بلورفروش كه در عصر خود به رستم زنده مشهور بود بسيار دست و دل باز بود و مردم دار. سفره‌داري او نزد ديگر پهلوانان، پيشكسوتان ورزش زورخانه‌اي و مردم كوچه و بازار همواره زبان زد بود تا جائيكه تمام ميراث پدر را كه در آن زمان 800 هزار تومان مي‌شد براي مردم و ورزشكاران خرج كرد. هميشه ورزش كردن او با اينكه ساعت‌ها طول مي‌كشيد همراه با گريه‌هاي سوزناك براي اهل بيت حسين(ع) بود.
با سادات كشتي نمي‌گرفت
احترام به سادات و قرار دادن آنان در بالاي گود به دستور پهلوان صادق بلورفروش صورت گرفت و در زورخانه‌ها باب گرديد.
او براي سادات احترام زيادي قائل بود، در زورخانه خودش، هميشه آنان را بر ديگران مقدم مي‌داشت و چون پهلوان پايتخت بود دستور داده بود در تمام زورخانه‌هاي تهران، سادات بالاي دست همه، حتي ورزشكاران و پهلوانان سالخورده بايستند و بچرخند. هيچ وقت هم ديده نشد با سادات كشتي بگيرد. مي‌گفت: من كوچكتر از آنم كه با اولاد پيغمبر كشتي بگيرم! يك بار هم در سال 1297 هجري قمري در سفري به قم به زورخانه "حاج شعبانعلي" پاتوق ورزشكاران و كشتي گيران بنام و بزرگ آن شهر مي‌رود در آن جا از وي درخواست كشتي مي‌كنند ابتدا امتنا كرده و قبول نمي‌كند اما پس از اصرار بسيار راضي مي‌شود و حريف مي‌طلبد:
پهلوان سيد تقي كمالي پيش قدم مي‌شود اما پهلوان صادق بلورفروش مي‌گويد: سيد! تو كه مرام مرا مي‌شناسي، من هيچ وقت پنجه در پنجه اولاد پيامبر نمي‌اندازم! معذورم بدار!
همچنين از خاطرات فداكاريهاي او براي مردم آمده است: اسماعيل خان قزاق شرارت پيشه كرده و در برخي محلات شهر تهران و درحال بدمستي به آزار و اذيت مردم مي‌پرداخت.
يكي از روزها وقتي دكان‌دار محل از اين قزاق شرور طلب حسابش را مي‌كند، اسماعيل خان يقه دكان‌دار را چسبيده و با نثار دشنام، سيلي محكمي هم به صورتش مي‌زند.
دكان‌دار شكايت خود را نزد پهلوان بلورفروش مي‌برد و از او مي‌خواهد، حقش را زنده كند. پهلوان محمد صادق، مرد قزاق را به زورخانه "كوچه غربيان" احضار مي‌كند و به او چنان درس عبرتي مي‌دهد كه قول مي‌دهد ديگر نامردي را كنار گذاشته و از اين پس شرافتمندانه زندگي كند! اين پهلوان نام آور در سال 1362 هجري - قمري چشم از جهان فرو بست و در ضلع شمالي قبرستان نو، قبرستان حاج شيخ عبدالكريم مدفون گرديد.

* مجتبي كمپاني


 
طراحی وب سایت های حرفه ایی - شركت پشتيبانكار